Neviseh

Neviseh

زندگی ، من و ...
Neviseh

Neviseh

زندگی ، من و ...

درهم

دیشب سرد بود ، سردم بود ، وقتی دستهای همیشگی در آغوشم گرفت به خواب عمیقی رفتم ، نذاشتم خاطره پریشب برام تداعی شه ، نخواستم بشه ، روزهای شلوغی رو پشت سر گذاشتم ، پاییز دوست داشتنی که برسه روزها شلوغتر هم خواهند شد ، با این که دوست ندارم زندگی زود بگذره اما این یکسال برام مهمه ، زودتر تموم شه .

پاییز برسه و من زندگی کنم ، پاییز برسه و تموم دلتنگیامو بندازم گردنش ، تموم غصه ها و بغضها مو ، پاییز بیاد که همه بگن بازم تو پاییز صدات عوض شد و بهونه هر سالو بیارم .

پایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیز ، دلم برات تنگ شده ...............................


+ برام کلمه سوار کردن مهمه ، میخوام بنویسم فقط ، مثل دلتنگی ، این نوشتن ذهنمو خالی میکنه ، این نوشتن به جای زاییدن کلمه ، کلمه ها رو قتل عام میکنه و این برام مهم نیست ، مهم خالی شدنه .

+ هنوزم دارم تست صبر میدم .

+ وقتی کسی دوست نداره بهش محبت کنی باید منتظر این باشه که به فراموشی سپرده شه ، دوست داشتن باید خرج شه نه ذخیره .

+ خیلی حرف دارم .......

+ به جرات میگم  ronin   یه دوست واقعیه و بسیار دوست داشتنی کی فکرشو میکرد ........؟!  تنها کسی که کوچکترین تغییراتو متوجه میشه . ارزش دوستی رو میدونه ، دوستی رو بلده . روراست تر از او ندیدم ، تنها کسی که میدونه کی سراغتو بگیره و حالتو خوب کنه ، میدونه چی ناراحتت میکنه  و هواتو داره ، وجودش نعمتِ . 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد